عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

59

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه شهادت وى را بوحدانيت خود پيوندى مىدريابد از شهادت مخلوقان ! نىنى كه عزت وى وى شناسد و عزت وى احديت وى داند ، از نبود پس بود پيوند نيابد ، و وحدانيت او را موحّدى مىدرنيابد ، و هستى وى را مقرّى مى درنيابد ، و دوام ملك وى را آسمان و آسمانيان و زمين و زمينيان مىدرنيابد ، و كمال الوهيت وى را دنيا و آخرت ، بهشت و دوزخ مىدرنيابد ، كبرياء وى عزت وى شناسد و عزت وى احديت وى داند ! فلوجهها من وجهها قمر * و لعينها من عينها كحلّ ترا كه داند كه ترا تو دانى و تو ، ترا نه داند كس ، ترا تو دانى بس ! ، بلى سعادت فرشتگان و انبياء و علما بود و تشريف و اكرام ايشان و تخصيص ايشان از ميان خلقان كه خود خواست و خود كرد و خود نواخت ، و بمعرفت خودشان راه داد . و اللَّه يختص برحمته من يشاء . إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ دين پسنديده - كه خداى را ببندگى به آن برزنند و بر حكم آن وى را پرستند ، و رضاى وى به آن جويند ، و به آن بوى باز گردند - دين اسلام است . و اسلام را سه منزل است : اول منزل اعتراف حقن دماء و اموال است ، شمشير از گردن بردارد ، و مال وى بر وى نگه دارد ، اگر موافق باشند يا منافق ، متّبع يا مبتدع . منزل ديگر اعتراف است با اعتقاد درست ، و اتباع سنت ، و وفاء عمل . سوم منزل اسلام استسلام است : و اين غايت كار است ، و پسنديدهء اللَّه است ، و معرفت را پناه است . خود را بر درگاه عزّت حق بيفكندن و وى را منقاد بودن ، و به حكم وى راضى شدن . و به آن اعتراض نياوردن ، و از آن اعراض نكردن و آن را تعظيم نهادن ، و شكوه داشتن ! و آنچه ابراهيم دعا كرد خود را و اسماعيل را مسلمان خواست غايت اين منزل سوم بود و گفت : رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ